بايد توجه داشت آثار ضدپاپي اين عصر به هيچ روي غير ديني نبودند و به استثناي برخي اظهارات صريح مارسيليو، حتي ضد كشيشي هم نبودند. با اين همه، هر چه مبارزه بالا ميگرفت و شديدتر ميشد، اظهارات دربارهٴ مداخلات دنيوي پاپ تدريجاً جنبهٴ ضد كشيشي، ضد كاتوليكي و گاه (بهندرت) ضد ديني مييافت.
2. اسپانيا و كاتالونيا. در ايتاليا پس از سال 1300 هر تاريخ انديشهاي با دانته آغاز ميشود، همچنان كه وقتي از پيرنه ميگذريم، هر تاريخ تفكري با آرنولد ويلانووايي و رامون لول آغاز ميگردد. اين دو اشخاص آيندهنگري بودند كه بيش از آنكه به اصل نزاع بپردازند، به شعلهور شدن آتش آن دامن زدند. ظاهراً در مبارزه ميان پاپ و امپراتور، آنان طرف هيچ كدام را نگرفتند، زيرا شدت اين مبارزه در شبه جزيرهٴ اسپانيا خيلي كمتر از بقيهٴ اروپاي باختري بود.
كاتالونيايي سومي بهنام گويو تِرِنا از نوعي كاملاً متفاوت بود. او كشيشي كرملي و مدافع سرسخت درستديني و وضع موجود بود. او كتابي در تشريح احكام نوشت و در آن مشكلات مسايل فقهي را براي متكلمان توضيح داد.
موٴلف ناشناس نخستين مجموعه قوانين بازرگاني دريايي را بايد به اينان اضافه كرد. در برابر چهار كاتالونيايي، تنها دو اسپانيايي را بهخاطر ميآورم: آلوارو پلايو و دن خوان مانوئل. اولي يك راهب فرانسيسي اهل گاليسيا بود و يك
آداب شهرياري براي شاه كاستيل نوشت و او را بهخاطر مستقل بودنش از امپراتور ستود. فرا آلوارو مدافع سرسخت پاپ بود، هم در برابر امپراتور و هم در برابر افراد آزادانديشتر فرقهٴ خودش. در بالا اشاره شد كه اسپانياييها به اندازهٴ كاتوليكهاي ديگر نگران مبارزه بر سر حكومت دنيوي نبودند. آلوارو استثنا بود، زيرا از اعضاي دربار پاپ در آوينيون به شمار ميرفت و زماني در دادگاه دربار پاپ يوحناي بيست و دوم بود.
دن خوان اديب و نويسندهٴ آثار اخلاقي بود، كه تحت تأثير سالنامههاي قديم اسپانيا، آثار تعليمي و پيشگوييهاي رامون لول و همچنين سرمشقهاي عربي قرار داشت. از آنجا كه آثار او خوانندگان فراواني داشت، او را بايد يكي از مربيان سياسي اسپانيا به شمار آورد.
3. فرانسه. كار فرانسويان در زمينهٴ تفكر سياسي تقريباً به اندازهٴ آثار ايتالياييها متنوع است، ولي به آن تعداد نيست. دو يا سه تن از فرانسويان مردان بسيار برجستهاي بودند كه همتايي نداشتند. پيير اوورني (سيزدهم ـ 2) كه تا سال 1304 زنده بود، كتاب سياست استادش قديس توماي آكويني را تكميل كرد. اهميت بنيادي آن كتاب در ج 2 به تفصيل بيان شده است.
دو مدرسهٴ مهم حقوق در فرانسه تكوين يافت: مونپليه در جنوب و ارلئان در شمال. مدرسهٴ حقوق مونپليه را، اندكي پيش از مدرسهٴ پزشكي، پناهندهاي بولونيايي به نام پييتروي پياچنزايي (دوازدهم ـ 2)، درحدود 1166 تأسيس كرد و در سدهٴ سيزدهم بهآرامي رشد كرد، ولي